غزل رستمی غزل رستمی ، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

تک ★ آسمون

دستمال کاغذی

میخوام قضیه دستمال کاغذی و غزل رو بگم غزل چند روز پیش یه تیکه دستمال کاغذی تقریبا بزرگ رو برداشته بود و اونو تو بینی خودش کرده بود حالا هر کاری میکرد نمیومد بیرون کلی عطسه زد تا وقتی اومد بیرون تو این مدت منو نزدیک خودش هم نمیذاشت ما هم فقط میخندیدیم آخه چرا دستمال کاغذی رو تو بینی خودش کرده بود خدا میدونه ...
17 دی 1390

پنجشنبه ای که گذشت

پنجشنبه وقت نکردم پست بزارم غزل رو ساعت 11بردیم دکتر واسش سرم نوشت تا ساعت هشت شب غزل سرم به دستش وصل بود خدادیگه اون روز رو نیاره کلی گریه کرد خدا رو شکر الان حالش بهتر شده  عکس غزل ...
11 دی 1390

اینم غزل

دیدید چی شد؟ غزل از دیروزه مریضه همش بالا میاره چیزی هم نمیخوره میگه اسراغ میــــــکــــــــــنم بردیمش دکتر یه آمپول بهش زد ولی اثر نکرده تب هم که دیگه نگو بدنت داغ نمیشه دس بزنن بهش نمیدونم دیگه چی کار کنم حالا میبینید واسه بزرگ شدن یه بچه چقدر زحمت میکشن مامان باباها  ایشا...هرچی زودتر خوب شی ماهر کاری ازدستمون بر بیاد واست میکنیم گل مامان بــــــــــــوس   ...
4 دی 1390

یلدا

عمرتون صد شب یلدا دلتون قدر یه دنیا توی این شبهای سرما یادتون همیشه با ما دل خوش باشه نصیبت غم بمونه واسه فردا   یلدا مبارک ...
1 دی 1390